كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
42
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
مرض افتاد و به مردن دل نهاد و افغان از اين واقعه پريشان خاطر شدند ، افاغنه را وصيت مىكرد كه اولا امور شما را به * خداى تعالى سپردم . بايد در جهاد دشمنان بذل وجهه خود به عمل آوريد و ثانيا در هر حال همّت خود را بلند داريد و جمله با هم متفق باشيد و به روافض سر فرود نياوريد ، و در دفع مضرات آنها جهد كنيد ، اهل عجم از * اتفاق خالى و به نفاق پر و دولتشان مشرف به انهدام و به كثرت و حشمت كار بر ايشان ( 65 ) سخت وحشت و دهشت طارى خواهد شد و شما به اتفاق قلب و اتحاد درون در حركت باشيد كه متوكلا على اللّه بر آنها غالب و اصفهان را خواهيد گرفت . اين كلمات بگفت و به دار البوار پيوست بعد از آن مير عبد اللّه برادرش را به جاى او نشاندند « 1 » . او به جنگ و * جدال راغب نبود ، و راحت حضور را به مشقت سفر ترجيح مىداد . افاغنه را جمع كرده ، و مشورت نمود و صلح با قزلباش را اصلح ديد كه بايد با قزلباش مصالحه كنيم و كسى از اينها را در ميان خود بگذاريم و مال ديوان را هر ساله خود جمع كنيم و به خزانهء پادشاهى تسليم كنيم و به فراغت نشينيم . افاغنه را از او ، اين كلمات خوش نيامده ، در دلشان محبت او به عداوت بدل شد و نفرت ظاهر كرده ، گفتند به هزار حيله و تدبير گريبان ما از دست روافض خلاص شده است . چگونه به صلح راضى شويم و دوباره اختيار خود را به دست روافض دهيم و دين و عرض و جان خود را ( 66 ) در معرض تلف درآوريم . اين بگفتند و دل بر جهاد نهادند . مير عبد اللّه دل بعضى از امراى افغان را بدست آورده ، به صلح راضى كرد . * مكتوبى متضمن اين مطلب نوشته ، پنهانى نزد شاه فرستاد . اما ميرويس سه پسر داشت ، مير محمود در وفات پدرش هجده ساله بود و او در تحت تربيت مير عبد اللّه عموى خود بوده و ميرويس از همه بيشتر محبت به محمود داشت و در جنگها همراه پدر بود و به برادرش * هنگام وفات سفارش او را نموده ، او به صلح عمّ خود راضى نبوده . مكتوبى كه به عجم مىنوشت ، به دست او افتاده ، روزى شمشير در دست گرفت وقتى كه مير عبد اللّه در خواب بود بر سر او رفته ، عمّ خود را بكشت و نيز كسانى كه در صلح عجم با عمّ
--> ( 1 ) - منابع ايرانى مانند مجمع التواريخ جانشين ميرويس را برادرش عبد العزيز مىدانند . ظاهرا كروسينسكى را در اين مورد سهوى روى داده است . عبد العزيز در سنوات 1129 - 1127 / 1717 - 1715 يعنى تا زمانى كه به امر محمود برادر زادهاش كشته شد ، حكومت افاغنه را داشت .